نشریه میثاق مدیران Misaq Modiran Magazine
  رهبران كارآمد، پیروان و تیم های آنان، پیوسته برای دگرگونی، بهنگام آماده اند. كن بلانچارد  
منوی اصلی
جستجو در مطالب نشریه

گالری همه تصاویر
147
لطیفه همه لطیفه‌ها
یك روز در فصل بهار دخو داشت می‌رفت خانه‌اش كه به صرافت افتاد خوب است از وسط جنگل میان‌بُر بزند. با خودش گفت: "حالا كه می‌شود از میان جنگل سرسبز و قشنگی میان‌بُر بزند و به نغمه پرنده‌ها گوش بدهد چرا از این جاده‌ی خاك و خلی پر چاله برود. بعد راهش را كج كرد و رفت توی جنگل. اما، چندان راهی نرفته بود كه كه یك دفعه افتاد توی گودالی ولای بوته‌ها گیر كرد و پس از تلاش و تقلای زیاد خودش را از گودال كشید بیرون و ایستاد سرپا، كه این‌بار پاش سر خورد و پشت پشتی افتاد توی یك چاله‌ی پر از گِل و شُل. مدتی همانطور ته چاله دراز كشید تا حالش جا آمد. بعد با خودش گفت "شكر خدا كه از این راه میان‌بر آمدم، چون وقتی در چنین جای قشنگی چنین اتفاقات بدی می‌افتد، ردخور ندارد اگر از آن جاده‌ی خاكی و خراب رفته بودم، تا حالا صد دفعه مرده بودم!"
لینکستان
معرفی کتاب
قدرت بهره وری

« قدرت بهره وری »

نویسنده: ویلیام لوئیس

مترجم: آرش پازکی

ناشر: میثاق همکاران

تاریخ چاپ: بهار 1386

تعداد صفحات: 516

قیمت: 55000 ریال


خلاصه:
فهرست
مقدمه
1. فصل اول یافته ها: چشم اندازِِِِِِِِِِِ اقتصادی جهان 1

فصل دوم: کشورهای دارای درآمد بالا و متوسط
1-2. ژاپن: اقتصادی دوگانه 31
2-2. اروپا: نزول 78
3-2. ایالات متحده: مصرف کننده، سلطان است 120
4-2. کره: پیروی راه ژاپن 153

فصل سوم: کشورهای فقیر
1-3. برزیل: دولت بزرگ، مشکل بزرگی است 194
2-3. روسیه: اقتصاد بازاری درهم پیچیده 238
3-3. هندوستان: مدیریت بد اقتصادی دولتی دموكراتیك 279

فصل چهارم : علل و شرایط
1-4. الگوها: روشن و قوی 319
2-4. چرا سیاست های اقتصادی غلط
در همه‌ جهان وجود دارد؟ 361
3-4. رویکردهای نوین 397
4-4. بالاخره چه می شود؟ 439


مقدمه

در اینجا، به شما کمک می کنم تا به راحتی تصمیم بگیرید که آیا می خواهید این کتاب را مطالعه کنید یا نه؟ پس 10 نتیجه گیری اصلی خود را ذکر می کنم.
اول ـ بسیاری از مردم به دنبال یافتن علل عملکرد های ضعیف در اقتصاد کلان امروز هستند. ارزیابی عملکرد اقتصادی نیازمند تجزیه و تحلیل در سطح صنایع منفردی همچون خودروسازی، فلزات، بانکداری و خرده فروشی است. این تجزیه و تحلیل در یک سطح بخشی است. شما باید برای یافتن عوامل ضعف عملکرد اقتصادی، به سراغ این سطح بخشی بروید.
دوم ـ پشت سیاست های اقتصادی کلان. معمولاً بیشترین تفاوت در عملکرد اقتصادی را ناشی از تفاوت در نیروی کار و بازارهای مالی (سرمایه) می دانند. این نتیجه گیری صحیح نیست. تفاوت در رقابت بر سر بازارهای تولید مهم تر است. سیاستهایی که رقابت در بازارهای تولید را اداره می کند، به اندازه‌ خود سیاست های اقتصادی کلان، مهم اند.
سوم ـ اداره‌ آمار واشنگتن در دهه‌ 1990 اعلام کرد که عناصری همچون نرخ انعطاف پذیری قیمت ارز، تورم پایین و توانایی پرداخت دیون دولت، عوامل مهمی در سلامت اقتصادی است. یکی از عواملی که در اینجا کاملاً نادیده گرفته شده است، اهمیت سطح و حوزه‌ رقابت در هر کشور است.
چهارم ـ بسیاری از افراد معتقدند که شرایطِِِِِِِِِِِِ تحصیل نیروی کار یک جامعه، نقش مهمی در موفقیت یا شکست اقتصادی آن جامعه دارد. اهمیت تحصیلات نیروی کار مدت ها است که به اثبات رسیده است. اما میزان بالای تحصیلات، بهره وری بالاتر را تضمین نمی کند. واقعیت این است که بدون توجه به سطح تحصیلات، کارگران سراسر جهان می توانند در زمینه‌ یک شغل و دستیابی به بهره وری بالا، به خوبی آموزش ببینند.
پنجم ـ بسیاری از مردم دستیابی به سرمایه را عامل متمایزکننده‌ یک اقتصاد بهره ور و یک اقتصاد غیر بهره ور می دانند. آنها گمان می کنند که اگر کشورهای ثروتمند سرمایه‌ خود را در اختیار کشورهای فقیر بگذارند، کشورهای فقیر هم ثروتمند خواهند شد. اما مشکل با سرمایه‌ بیشتر حل نمی شود. راه حل این مسائل در بالا بردن بهره‌وری کشور و نحوه‌ سازمان‌دهی و استفاده‌ از سرمایه و نیروی کار موجود در کشور است. اگر کشورهای فقیر بهره وری و توازن را در بودجه های خود افزایش دهند، آنگاه برای رشد نیروهای داخلی و سرمایه گذاران خارجی، سرمایه‌ بسیار زیادی خواهند داشت.
ششم ـ اکثر مردم اهداف اجتماعی را به خوبی می دانند. تعرفه های واردات، اختصاص اعتبارات یارانه ای به شرکت های کوچک، ممنوعیت اخراج کارکنان توسط دولت و در نظر گرفتن حداقل دستمزد بالا از جمله‌ سیاست های اقتصادی است که برای دستیابی به اهداف اجتماعی تدوین شده است. ما نمی توانیم دوگانه عمل کنیم. این معیارها باعث از هم پاشیدن بازارها، کم شدن رشد بهره وری، کُند شدن رشد اقتصادی و افزایش بیکاری می شود. به جای حمایت از این معیارها، بهتر است فضای اقتصادی بازتر ایجاد کنیم و به کمک قوانین مالیاتی، بر توزیع ثروت میان افراد نظارت کنیم.
هفتم ـ اکثر مردم از قدرت نابودکننده‌ دولت های بزرگ در برابر توسعه‌ اقتصادی آگاه نیستند. دولت های بزرگ مالیات های بزرگ می خواهند. وقتی بخش غیررسمی اقتصاد مالیات پرداخت نمی كند، فشار ناشی از آن بر عهده‌ شرکت های قانونی خواهد بود. این فشاری است که کشورهای ثروتمند امروزی وقتی فقیر بودند، هرگز آن را احساس نمی کردند.
هشتم ـ بسیاری از افراد فکر می کنند که نجات جامعه در دست نخبگان، دانش آموختگان، گروه های سیاسی و گروه های فکری است که برای اداره‌ اقتصاد کشور با دولت همکاری می کنند. نخبگان در برابر دولت های بزرگ مسئول اند. به ویژه در کشورهای فقیرتر، نخبگان مجوز فعالیت شرکت ها را صادر می کنند، بر جریان های مالی و مبادلات بین المللی کالا نظارت دارند، سیستم های رفاه اجتماعی را توسعه می دهند و شرکت های دولتی را اداره می کنند. در اغلب موارد، این نخبگان خود افراد ثروتمندی هستند.
نهم ـ بعضی از مردم فکر می کنند که کشورها باید صنایع خود را در مقابل شرکت های خارجی مصون نگه دارند. در عین حال آنها می خواهند که کشورها دیگر برای آنها پول بفرستند. این غلط است. سرمایه گذاری های مستقیم شرکت های کشورهای ثروتمند، باعث رشد بهره وری در شرکت های کشورهای فقیرتر می شود نرخ توسعه‌ حاصل از این کار به مراتب بیشتر از ارسال پول برای چنین کشورهایی است. کشورهای فقیر استعداد رشد بیشتر ازآنچه را که اکثر افراد تصور می کنند دارند.
دهم ـ بسیاری از مردم فکر می کنند که برای ایجاد ارزش اقتصادی، فقط تولید کافی است. به همین دلیل گاهی اوقات دولت ها، انحصار شرکت ها را بدون توجه به عملکردشان حفظ می کنند. آنها نمی توانند بین تولید و مصرف، رابطه ای برقرار کنند. کالاهای تولید شده تنها زمانی ارزش دارند که مصرف کنندگان، آنها را بخواهند. اگر مصرف کنندگان به هر دلیلی، مثلاً قیمت بالا این کالاها را نخواهند، آنگاه شرکت های تولیدکننده‌ آنها باید از میان بروند. تنها یک عامل می تواند منافع تولیدکنندگان را تأمین کند: علایقه‌ مصرف کنندگان. در اکثر کشورهای فقیر، فاصـله‌ زیـادی با ذهـنیت مصـرف و حـقوق مصـرف‌کنندگان وجود دارد. در نتیجه، آنها فقیر هستند.
این نتایج برگرفته از تحقیقاتی است که محققین انستیتو جهانی مک کینزی طی دوازده سال گذشته انجام داده اند. این کار مبتنی بر این موضوع است که این شرکت ها ـ از کارخانه های پیشرفته‌ خودروسازی گرفته تا فروشندگان بازار سیاه و همه‌ آنچه که در این زنجیره وجود دارد ـ چگونه رفتار می کنند و چگونه کار روزانه‌ خود را انجام می دهند. درک یک اقتصاد از طریق ریشه هایش بهتر از درک چنین اقتصادی از رأس آن است. کتاب حاضر قصد دارد تا شواهد و استدلال هایی را در مورد نتایجی که برشمردم، ارائه کند.

چگونه به اینجا رسیدم؟
در ماه اوت سال 1990 من ماروین یکی از استادان بازنشسته‌ رشته‌ تحقیق و پژوهش دانشگاه فلوریدا را ملاقات کردم
ماروین نویسنده‌ کتاب نوع ما بود. کتاب نوع ما تاریخچه ای اعجاب انگیز از مردم شناسی بشر بود. این کتاب مرا متقاعد کرد که رویکرد ماروین می‌تواند به فعالیت های من در انستیتو جهانی مک کینزی کمک کند.
در ژوئن سال 1990 مک کینزی انستیتو جهانی مک کینزی را تأسیس کرد تا از آنچه در جهان در حال رخ دادن است، درک بهتری به وجود آید. موضوعی که به ذهن بسیاری از افراد راه یافته بود، پدیده ای به نام جهانی شدن بود. به نظر می رسید جهانی شدن آنقدر پر قدرت است که می تواند بر تکامل جوامع انسانی تأثیر بگذارد. بنابراین، موقعیت خوبی برای تحقیقات مردم شناسی ایجاد شد.
من تمامی مطالب ارائه شده در باره‌ عوامل شکل گیری جهانی شدن یا محدودیت آن را، گردآوری کرده ام. به نظر می رسد که فرهنگ، مذهب، آب و هوا و سیاست در این زمینه تأثیر گذارند. من برای پی بردن به اهمیت نسبی این عوامل به کمک نیاز داشتم. فکر می کردم که ماروین می تواند به من کمک کند. اتفاقاً حق با من بود.
ماروین اطلاعات زیادی را در مورد نظریه اش در باب ماتریالیسم فرهنگی در اختیار من گذاشت. ماتریالیسم فرهنگی، مسیری مشخصی را در تکامل نوع بشر نشان می دهد. این مسیر شامل جوامعی است که بهره وری بالاتری داشته اند و جایگزین جوامعی شده اند که بهره وری پایین تری داشته اند. ماروین با ذکر مثال های متعددی این نظریه را اثبات می کند. در این مثالها، ماروین عمیقاً به ریشه های بهره وری می پردازد. این نمونه ها، مثال هایی از گاوهای مقدس در هندوستان تا ممنوعیت مصرف گوشت خوک در کشورهای اسلامی را دربرمی گیرد.
جوامعی که بهره وری بالاتری دارند بسیاری از موانع فرهنگی، مذهبی، نژادی، اقلیمی و سیاسی که پیش روی بهره وری قرار دارد، را از بین برده اند. جوامعی که بهره وری بالاتری دارند، در رقابت با جوامعی که بهره وری پایین تری، دارند موفق تر بوده اند.
اخیراً این رقابت، چهره ای تجاری به خود گرفته است. این رقابت باعث شده است که جوامعی که بهره‌وری پایینی دارند ، روش‌های دستیـابی به بهـره‌وری بالا را به کار بگیرند. شاید روش فعلی جهانی شـدن یکـی از روش‌های دستیابی به بهره وری بالا است بنابراین درک تفاوت های بهره وری در سراسر جهان و موانع انتقال روش های بهره وری بالا، نمایانگر نحوه‌ گسترش جهانی شدن است.
تحقیقات دوازده ساله‌ ما نشان می دهد که جوامع دارای بهره وری پایین استعداد دستیابی به بهره وری بالاتر را در اختیار دارند و باید این فرایند را تسریع نمایند.
بهره وری مهم ترین هدفی است که شرکت ها و مدیریت آنها تلاش می کنند تا آن را در سراسر جهان توسعه دهند. زیرا بهره وری ارتباط نزدیکی با خدمات ارائه شده به مصرف کنندگان و سرمایه‌ مورد استفاده برای تولید کالاها و خدمات دارد. اگر شرکتی با تلاشی مشابه تلاش دیگران یا با تلاشی کمتر بتواند کالاها و خدمات بیشتری تولید و ارائه کند. آنگاه سودآوری آن افزایش می یابد. ممکن است چنین شرکتی به کمک سود بیشتر خود، در کسب و کارهای بزرگ تری سرمایه گذاری کند. و به سود بیشتری دست یابد. این فرایند ادامه می یابد تا اینکه دیگر شرکت ها متوجه موفقیت شرکت دارای بهره‌وری بالاتر شوند و از روش های بهره وری آن تقلید کنند. آنگاه سودآوری یک شرکت نوآور، به سطح طبیعی بازخواهد گشت. البته بهره وری تمامی شرکت ها افزایش یافته است. از آنجا که بهره وری یک جامعه، حد متوسط بهره وری شرکت هایی است که در آن فعالیت می کنند، درک بهره وری شرکت های سراسر جهان موضوع مهمی است. چرا شرکت های برخی جوامع بهره ورتر از شرکت های جوامع دیگر اند؟ پاسخ به این پرسش به ما کمک می کند تا آنچه را که در جهان در حال رخ دادن است، درک کنیم.

آمار دفن شده
در سال 1990 مهم ترین سؤال در باره‌ فهم اینکه جهان به کجا می رود، این بود که آیا اقتصاد آمریکا در حال سقوط است یا خیر. نظر رایج، هم در ایالات متحده و هم در خارج از آن این بود که پس از جنگ جهانی دوم، آلمان و ژاپن الگوهای برتر اقتصادی بودند. ایالات متحده یا باید از این دو الگو تقلید می کرد یا اینکه به زمین می خورد. در آن زمان، مهم ترین سنجش عملکرد اقتصادی، سرانه‌ تولید ناخالص ملی بود؛ که با استفاده از نرخ بهای ارزی در بازار، برای تبدیل تولید ناخالص ملی از یک واحد پولی به واحدی دیگر، محاسبه می شد. در بازار مبادلات ارزی آن زمان، سرانه‌ تولید ناخالص آلمان و ژاپن فراتر از ایالات متحده‌ آمریکا بود.
مجله‌ اکونومیست آمار سازمان توسعه و همکاری اقتصادی در باره‌ سرانه‌ تولید ناخالص ملی با استفاده از قدرت خرید مردم، با نرخ های مختلف ارزی را به چاپ رسانده بود. بر این اساس، سرانه‌ تولید ناخالص ملی ایالات متحده هنوز هم 20 درصد بالاتر از آلمان و ژاپن بود. اگرچه سنجش قدرت خرید بر اساس نرخ های ارزی از طریق گردآوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل های آماری کار دشواری است، به سرعت متوجه شدم که اگر این نتیجه درست باشد، آنگاه نظریه‌ مرسوم غلط است.
در اکتبر سال 1990 من در جلسه ای آخرین آمار سازمان توسعه و همکاری اقتصادی را، که مبتنی بر قدرت خرید در نرخ های مختلف ارزی بود، ارائه کردم. من به این نتیجه رسیده بودم که سازمان توسعه و همکاری اقتصادی این آمار را در ضمائم گزارش های تطبیقی بین المللی خود دفن می کند.
تام شلینگ رئیس سابق گروه اقتصاد هاروارد تأیید کرد که استفاده از قدرت خرید، بر اساس نرخ های مختلف ارزی، روش مناسبی برای مقایسه است. من اظهار داشتم که اگر این روش مناسب است، پس بسیاری از مطالب مطرح شده در مناظرات مربوط به عملکرد اقتصادی ایالات متحده نادرست است. تام این موضوع را تأیید کرد.

استراتژی تحقیقاتی
در سال 1991 کار انستیتو جهانی مک کینزی برای دوازده سال آینده را ترسیم کردیم. این کار عبارت بود از انجام مطالعات موردی در بخش های مختلف اقتصادی، برای تعیین تفاوت های موجود در بهره وری کشورها و علل وجود چنین تفاوت هایی..
ما به این نتیجه رسیدیم که تفاوت های موجود در سرانه‌ تولید ناخالص ملی، باید تفاوت در بهره وری کشورها را نیز نشان دهد. دلیل این فرضیه آن است که در اکثر کشورها، مردم برای دلیل خاص کار می کنند. سرانه‌ تولید ناخالص ملی، صرفاً ماحصل کار آن بخش از جمعیت است که کار می کند. بنابراین تفاوت در سرانه‌ تولید ناخالص ملی، باید منعکس کننده‌ تفاوت های اصلی در بهره وری باشد. ما طی دوازده سال گذشته آموختیم که این نظریه در سراسر جهان صحت دارد.
ما ساختار اقتصادهای مدرن را بررسی کردیم و متوجه شدیم که صنایع خدماتی هم اکنون صنایع برترند. در اقتصادهای توسعه یافته، اشتغال در صنایع خدماتی، 70 تا 75 درصد کل اشتغال افراد را تشکیل می دهد. تولید 20 تا 25 درصد و کشاورزی کمتر از پنج درصد را تشکیل می دهند. بهره وری هر اقتصادی، صرفاً میانگین بهره وری فعالیت هر کارگر است. بنابراین اگر تفاوتی در بهره وری اقتصادهای پیشرفته وجود داشته باشد، باید در بهره وری صنایع خدماتی ، وجود داشته باشد. بنابراین ما به این نتیجه رسیدیم که اگر بخواهیم به مقابله با نظریه رایج بپردازیم، باید در ابتدا صنایع خدماتی را بررسی کنیم. با توجه به اینکه هیچ امیدی برای مطالعه‌ کلیه‌ صنایع خدماتی وجود نداشت، این نظریه مطرح شد که مطالعاتِِِِ موردی، در خصوص تفاوت های بهره وری در صنایع خدماتی می تواند نشان دهد که چرا نظریه رایج غلط است.
تیمی از مشاوران مک کینزی می بایست پنج صنعت خدماتی کلیدی را در ژاپن، آلمان، انگلستان، فرانسه و ایالات متحده مطالعه می کرد. ما خطوط هوایی، مخابراتی، بانکداری، خرده فروشی و رستوران داری را انتخاب کردیم.
تکمیل این پروژه یک سال طول کشید و با تأیید آمار سازمان توسعه و همکاری اقتصادی، در این زمینه، به پایان رسید. آمار نشان می داد که سرانه‌ تولید ناخالص ملی در ایالات متحده بسیار بالاتر از دیگر اقتصادهای پیشرفته بود. در تمامی مطالعات موردی، بهره وری در ایالات متحده بالاتر بود. در برخی موارد، این رقم بسیار بالاتر بود. مثلاً، بهره وری صنعت خرده فروشی در ژاپن 44 درصد بهره وری این صنعت در ایالات متحده بود. بهره وری صنعت ارتباطات آلمان و انگلستان حدود 50 درصد بهره وری آن در ایالات متحده بود. بهره وری صنعت بانکداری در آلمان و انگلستان 65 درصد بهره وری آن در ایالات متحده بود. جالب آنکه در کشورهایی که سرمایه به شکل آزاد در دسترس بود، نیروی کار به خوبی آموزش دیده بود و فناوری و دیگر نـوآوری‌های کسب و کار به راحتی در دسترس بود، باز هم تفاوت های مهمی در عملکرد موجود دیده می شد.
از آنجا که بهره وری به نظریه رایج منجر شده بود، مهم آن بود که علل چنین نتایجی را مشخص سازیم. ما کارمان را از سطح شرکت ها آغاز کردیم. بهره وری یک بخش اقتصادی عبارت است از میانگین بهره وری کـل شـرکت‌های آن بخش. تفاوت در خدمات ارائه شده و نحوه‌ ارائه‌ آن خدمات نشانگر تفاوت های موجود در بهره وری است. مثلاً، بخش اعظم خدمات خرده فروشی ژاپن، توسط شرکت های کوچک و غیر بهره ور ارائه می‌شود. بر عکس، خدمات خرده فروشی در ایالات متحده در سیطره‌ سوپرمارکت ها و فروشگاه های بزرگ و با بهره وری بالا قرار دارد. به علاوه، در زمینه‌ زیرساخت های مخابراتی نیز، شرکت های آمریکایی تماس های تلفنی بیشتری نسبت به همتایان انگلیسی و آلمانی خود برقرار می کنند. بنابراین پول سرمایه گذاری شده در صنعت ارتباطات ایالات متحده با بهره وری بیشتری هزینه می شود. سؤال فراموش شده این است که: علت این تفاوت ها چیست؟ چرا مدیران و مالکان این شرکت ها تصمیم هایی گرفته اند که به چنین تفاوت‌هایی در عملکرد شرکت ها و بهره وری آنها انجامیده است؟ خوشبختانه، بر خلاف بسیاری از تلاش های انجام شده در این حوزه، ما منابع و تجارب لازم برای پاسخ دادن به این پرسش ها را به میزان زیادی در اختیار داشتیم.

اشتباه در بخش تولید
دلیل دیگری که باعث شد ما در ابتدا به سراغ صنایع خدماتی برویم، این فرضیه‌ ما بود که ایالات متحده باید در بخش اقتصادی عقب تر از آلمان و ژاپن باشد. در اوایل دهه‌ 1990 روزنامه ها پر از داستان هایی در باره‌ این موضوع بود که چگونه تولیدکنندگان ژاپنی، با محصولاتشان به بازار ایالات متحده سرازیر شده اند و شرکت ها و کارگران آمریکایی در حال از دست دادن شغل خود هستند. صنایع فلزات و خودروسازی، بیشترین توجه را به خود جلب کرده بود، فرضیه‌ من این بود که برتری ایالات متحده در صنایع خدماتی بزرگ تر بر نقصان آن در بخش تولید غلبه می کرد.
تحقیق ما حاکی از آن است که ایالات متحده هنوز هم پیشگام مهمی در بهره وری بخش تولید است و از این حیث نسبت به آلمان و ژاپن برتری دارد. با توجه به موفقیت ما در انجام مطالعات موردی در صنایع خدماتی، تصمیم گرفتیم تا پروژه‌ مشابهی را در بخش تولید انجام دهیم. ما صنایع مونتاژ خودرو، تولید قطعات خودرو، ماشین های تراش، فلزات، کامپیوتر، لوازم الکترونیکی، مواد غذایی، آبجوسازی و تولید صابون و شوینده ها را در ژاپن، آلمان و ایالات متحده بررسی کردیم.
مهم ترین نکته در مورد نتایج کار ما به ژاپن مربوط می شد. ما به وضوح دیدیم که ژاپن اقتصاد دوگانه ای دارد. مطمئناً ژاپن در صنایع خودروسازی، فلزات، ماشین آلات تراش و لوازم الکترونیکی بالاترین سطح بهره وری در جهان را داشت و از ایالات متحده به میزان 20 درصد در صنعت خودروسازی و 50 درصد در صنعت فلزات جلوتر بود. عملکرد بالای این صنایع دقیقاً مطابق با صنایعی بود که ژاپن در آنها موفقیت تجاری بسیار بالایی داشت. البته ژاپن دیگری هم وجود داشت که دخالتی در تجارت نداشت و از دید جهانیان مخفی بود. مثلاً در صنایع غذایی، بهره وری کارگران ژاپنی یک سوم بهره وری کارگران آمریکایی بود.
صنعت مواد غذایی یک صنعت بزرگ، در اقتصادهای مدرن به شمار می رود. در ژاپن، تعداد کارگران فعال در این صنعت بیشتر از مجموع تعداد کارگران فعال در صنایع خودروسازی، لوازم الکترونیکی و ماشین آلات تراش است. از آنجا که بهره وری کل بخش تولید، برگرفته از میانگین بهره وری کار هر کارگر است؛ لذا بهره وری پایین تعداد زیادی از کارگران ژاپنی در صنایع مواد غذایی باعث شده است که میانگین بهره وری ژاپن پایین تر از ایالات متحده باشد. بنابراین ما به این نکته پی بردیم که اقتصاد ژاپن از چند صنعت تولیدی که بیشترین بهره وری را در جهان دارند و تعدادی صنایع خدماتی تشکیل شده است، که بهره وری آنها از ایالات متحده نیز پایین تر است.
نتایج ما در مورد آلمان همانند ژاپن نبود. به طور کلی به غیر از دو مورد، بهره وری آلمان پایین تر از بهره وری ایالات متحده بود. در زمینه‌ ماشین آلات تراش و فلزات، بهره وری صنایع آلمانی معادل صنایع آمریکایی بود. در صنعت خودروسازی، بهره وری آلمان 70 درصد بهره وری در ایالات متحده بود. بهره وری ایالات متحده در صنعت خودروسازی به دلیل رقابت مستقیم با صنعت خودروسازی ژاپن، بالاتر بود. خودروسازان ژاپنی نه تنها به بازار ایالات متحده خودرو صادرات می کردند بلکه کارخانه هایی در ایالات متحده تأسیس کردند که بهره وری آنها معادل بهره وری کارخانه های مستقر در خود ژاپن بود. خودروسازان ژاپنی 30 درصد بازار خودرو ایالات متحده و 15 درصد بازارخودرو آلمان را در اختیار داشتند. رقابت فشرده با بهترین خودروسازان جهان در ایالات متحده باعث پیشرفت هـر چه سـریع‌تر شـرکت‌های خودروسازی آمریکا شده است.

نتایج
نتایج تحقیقات ما تصویر روشنی را در بخش های خدماتی و تولیدی در برابر اقتصادهای پیشروی جهانی ترسیم کرد، مطالعات صنعتی به ما امکان می دهد تا نتایج اقتصادی خود را با شرایط روز، همچون تعداد زیاد خودروهای ژاپنی در ایالات متحده و قیمت بسیار بالای کالاهای خرده فروشی در ژاپن، مرتبط سازیم. در عین حال، عجیب است که نتایج تحقیقات صنعتی ما و نتایج سازمان توسعه و همکاری اقتصادی، یکسان هستند. گزارش های سازمان توسعه و همکاری اقتصادی نتیجه‌ افزودن همه‌ فروش به خرید مصرف‌کنندگان نهایی در هر واحد ارزی است این کار برای دستیابی به رقم تولید ناخالص ملی و سپس تبدیل نتایج نهایی به یک واحد پولی مشترک با استفاده از نرخ مبادله‌ ارزی است. این تبدیل نرخ‌های ارزی، با یافتن قیمت‌های محلی تعداد زیادی از اقلام در اقتصادهای مختلف و استفاده از رابطه‌ میان این قیمت ها برای تبدیل عدد تولید ناخالص ملی به یک واحد پولی مشترک، محاسبه می شود. بنابراین نتایج تحقیقات سازمان توسعه و همکاری اقتصادی، از دو روش گردآوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل آماری به دست آمده است. بنابراین در محاسبات این تحقیقات از کیفیت مادی و ارزشی که مشتری برای محصولات قائل هستند، استفاده می شود. در اینجا از دو رویکرد کاملاً مستقل استفاده شده است که نتایج مشابهی به دنبال داشته و باعث ارزیابی مجدد نتایج ما شده است.

واکنش خارجی
واکنش خارجی نسبت به نتایج ما تعجب آور بود. این واکنش ها به سرعت به مقالات جدیدی تبدیل شد. سیلویا ناسار که در زمان خود برای ستون اقتصادی نیویورک تایمز مطلب می نوشت، مطالبی را درباره‌ نتایج ما در صفحه‌ نخست بخش کسب و کار تایمز نوشت. او نتایج ما را معتبرترین مقایسه‌ عملکرد اقتصادی کشور نامید. مقالات جدیدی نیز در وال استریت ژورنال، اکونومیست و تایمز مالی نمایان شد. چنین توجهی نمایانگر علاقه‌ عمومی به اقتصاد سالم ایالات متحده و اهمیت توضیحات قانع کننده ای است که نشان می داد که چرا نظریات رایج غلط بوده است.
نخستین گزارش بخش خدماتی ما، در نیمه‌ اکتبر سال 1992 و حدود سه هفته پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری منتشر شد. البته بیل کلین



آخرین شماره آرشیو نشریه
معرفی کتاب لیست کتابها
آمار سایت
Site Counter
تبلیغات